پيش از اينها فکر مي کردم  خدا
خانه اي دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس خشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج و بلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برف کوچكي از تاج او
هر ستاره، پولکي از تاج او
اطلس پيراهن او، آسمان
نقش روي دامن او، کهکشان

 

برای دیدن بقیه به ادامه مطلب برین

منبع : طلوع روشنایی |شعر پیش ازاینها فکر می کردم خدا
برچسب ها :